زندگی

  


زندگی

نرگس مردم فریبی داشت شبنم می فروخت

با همان چشمی که می زد زخم، مرهم می فروخت

 

زندگی چون برده داری پیر در بازار عمر

داشت یوسف را به مشتی خاک عالم می فروخت

 

زندگی –این تاجر طماع ناخن خشک پیر-

مرگ را همچون شراب ناب، کم کم می فروخت

 

در تمام سال های رفته بر ما، روزگار

شادمانی می خرید از ما و ماتم می فروخت

 

من گلی پژمرده بودم در کنار غنچه ها

گل فروش ای کاش با آن ها مرا هم می فروخت

فاضل نظری (اقلیت-انتشارات سوره ی مهر)

نظرات 2 + ارسال نظر
مریم چهارشنبه 19 تیر 1392 ساعت 13:42 http://maryam202.blogfa.com

سلام
وبتون خیلی دوست داشتنیه
شعرم عالی بود
ممنون

مهسا سه‌شنبه 18 تیر 1392 ساعت 23:50

سلام وب زیبایی دارین
شعر زیبایی هم گذاشتید
مرسی

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.